
… مادرِ استیو [شخصیت فیلم مامی] در جوابِ آنان که پسرش را باور ندارند میگوید: «شکّاکان مبهوت خواهند شد». امید که این حرف دربارهی خودِ سینماگر صدق کند، چون برای او همهچیز در اعتقاد خلاصه میشود، در اعتقادِ تمام، بدون ذرهای شکّاکی. زَویه دُلان برای یک نسل اهمیت پیدا کرده چراکه هم الگوی جوانیست هم اُسوهی اعتقاد. شکّاکان مبهوت خواهند شد، این سخن به کسان دیگری هم رو میکند: به همهی آن سینماگرانی که اعتقاد از کف دادهاند، که خود را تکرار میکنند، که غرقِ ناامیدیاند و بِدان خشنودند. و البته به آنان که: اعتقادشان به قدر کفایت نیست و بختشان را در دستکاریهای بزدلانهی فرمهای دستمالیشده میآزمایند. شکگرایان و کلبیمسلکان و بزدلان. ماههاست، و حتا سالهاست، میگوییم از این فیلمهای محافظهکار و بدنهاد به تنگ آمدهایم. سینما محتاج فیلمهایی است که زبانه بكشند، و تماشاگرانشان را به مشتی مسکینِ مجذوب فرو نكاهند…
از شکّاکان مبهوت خواهند شد / استفان دُلُرم / سرمقالهی کایه دو سینما، اکتبر 2014
پانوشت: برای تلفظ دقیق نام کوچک این سینماگر، باید آنرا با «گ» ساکن شروع کرد. از آنجا که در فارسی شروع کلمه با حرف ساکن نامالوف است بهنظرم «زَویه» به تلفظ اصلی بسیار نزدیکتر است تا «اِگزویه».
«این حرفه [سینما] را برای دوست داشتن و دوست داشته شدن پیشه میکنیم»؛ حرفهای پراحساسِ زَویه دُلان، جوانترین کارگردانی که برای دریافت جایزهی اصلی رقابت میکرد و در نهایت بهطور مشترک با گدار جایزهی هیآت داوران را برنده شد.