‎آرشیو روزانه: مارس 8, 2014


«گذشته»ی فرهادی 4

 

the guardian©

در گذشتهی فرهادی، صدا به صدا نمی‌رسد؛ هربار یک جداره‌ی شیشه‌ای مانع می‌شود: در فرودگاه موقع آمدن احمد (علی مصفا)، داخل ماشین جلوی مدرسه وقتی پلیس برای جریمه کردن می‌آید، و یک‌بار هم دم درِ داروخانه. آن‌شب خانه‌ی شهریار (بابک کریمی)، صدای تلویزیون آن‌چنان بلند است که صدا به صدا رسیدن را در لحظه‌هایی دشوار می‌کند. چه دارد پخش می‌شود؟ گزارش فوتبال؟ در یک نما، تلویزیون را در پس‌زمینه می‌بینیم. حرکت آهسته‌ی یک صحنه‌ی خطا در چرخه‌ی تکرار است. برنامه‌ی نود؟ هرچه هست، مسأله مسأله‌ی قضاوت کردن است. یا آن‌طور که در برنامه‌ی نود رایج است: به قضاوت نشستنِ قضاوتی که در گذشته (هر چند نزدیک) اتفاق افتاده است. وسواس قضاوت و درآوردنِ حقیقتِ ماجرا همیشه با فرهادی همراه بوده است. گاه این وسواس شکل درستش – یا بلندیِ به‌اندازه‌ی صدایش – را پیدا می‌کند، مثلا در جدایی نادر از سیمین. گاهی هم مثل گذشته صدایش آن‌چنان بلند است که دیگر صدا به صدا نمی‌رسد…

 


درس‌هایی از موزه 2

Museum

PHOTO: ©MASSOUD MANSOURI

همیشه با خودم فکر می‌کردم در طراحی فضاهای عمومی، مسأله‌ی اصلی یک چیز است: چطور نور راهش را به درونِ بنا پیدا کند. این روزها فکر می‌کنم مسأله‌ی مهمِ دیگر، به همان نسبت مهم، این است که کودکان چطور بازی و جنب‌وجوش‌شان را درون بنا و زیر این نور پی‌بگیرند؛ فرقی هم نمی‌کند که این موزه یا کتابخانه یا هرچیزِ دیگر مختص کودکان باشد یا نه. مسأله‌ای که خودش را از این طریق وارد محاسبه می‌کند، موضوعی‌ست سخت ساده ولی اغلب فراموش‌شده یا دست‌کم گرفته‌شده: هر بنای عمومی، هرچه که باشد، با هر فرم بیرونی و در هر سبک معمارانه‌ای که باشد، بهانه‌ای‌ست برای گرد هم جمع شدن و جشن گرفتن زندگی. بنایی که از عهده‌ی این کار بر نیاید، ورود به آن را نشاید.